سفارش تبلیغ
صبا



مدرسه رفتنی دخترا حج اسماعیل - مادر






درباره نویسنده
مدرسه رفتنی دخترا حج اسماعیل - مادر
پاک روان
دارم زندگی مادر(صدیقه خانم) رو اینجا از زبان بروبچهای خودش براتون تعریف میکنم.زندگی یه حاج خانم هنرمند.یه مادر عاشق.یه عابد زاهد...
تماس با نویسنده


آرشیو وبلاگ
عروس آ عروسی
تولد بچه ها
غصه های احمد
مادر


موسیقی وبلاگ


عضویت در خبرنامه
 
لوگوی وبلاگ
مدرسه رفتنی دخترا حج اسماعیل - مادر

آمار بازدید
بازدید کل :10416
بازدید امروز : 2
 RSS 

   

حج اسماعیل تنها آدمی تحصیل کرده آ مدرک داری این فامیل بود. برا همین شده بود حسابدار آ امینی حج اکبر. حج اسماعیل یه دفتر آ دستکی داشت بیا و ببین. برای کارای حسابداریش یه دفتر داشت به عرضی حدودی یک متر. بشش میگفت دفتری مادر. که توش با یه خطی مخصوصی مینوشت. خطی که ریزی محاسبات آ داد  و ستدهای حج اکبر محفوظ بود. این دفترا فقط خودش می تونس بخونه.
خب صدیق خانومم مهمترین آرزوش برا پسراش این بود که هردوتاشون تحصیل کرده بشن.
اما....امان از دستی این دوتا شیطون. وای که وقتی علیرضا کارنامشا میاورد توو خونه آ نمرهای تکش تووش رژه میرفتن این صدیق خانوم از حرصش فقط دو دستی می زد توو صورتی خودش آ ناله میکرد که آخه من از دستی شوما دوتا بچه بی خیال چیکار کنم. به کی شکایت کنم. چقدر به شوما باید بگم بیشینین سری درسادون.

مدرسه رفتنی دخترام که برا خودش ماجرایی بود. فاطمه که تا کلاسی شیشم خوند اما مدرکشا نگرفت.  زهرام همینجور, اما مدرکی شیشمشم گرفت. بتول اما قایمکی حج آقاش یه سال بعد از شیشمشم خوند . عذرام تا کلاسی اولی راهنمایی رفت اما دیگه بعدشا اجازه ندادن مدرسه بره, ازبسکی این عذرا رفت مدرسه آ اومد آ فقط از کلاسای فنی-حرفه ایشون گفت آ اینکه میخوان براشون کلاسی آواز آ موسیقی بزارن..... خب حج اسماعیلم میدید این دختر چی چی بلبل زبون آ عاشقی کلاسی رقص آ آوازس , همینش مونده بود یه دختری رقاص آ آوازه خون پیدا کنه. خدا بِه دوورررر
حج اسماعیل از اون باباوایی مذهبی آ کار درست بود . عقایدش اصلا با نظامی اون زمونی آموزش آ پرورش سازگار نبود. بچا حج اسماعیل مسلمونی مذهبی بودن آ خدا آ پیغمبرم حکم کرده بودن دختر از سنی 9 سالگی به تکلیف میرسه آ باید راسی روو نامحرم حجاب داشته باشد, ولی اینا باید توو مدرسه جلوو روو مدیر آ معلمای مردی مدرسشون بی حجاب میگشتن. باید برای مدرکی کلاسی شیشمشون عکسی بی حجاب میگرفتن. باید ... برا همین 
دخترا را بعد از اینکه مدرکی سیکلشونا میگرفتن می فرستاد کلاسی خیاطی .سعی میکرد جبرانی مدرسه ای که نمی رفتندا براشون جوری دیگه ای بکنه. اینم از مسیبتای باباوایی مسلمونی اون دوره آ زمونه بود دیگه. این شاهی حروم زاده آ نوکرا وردساش راهی برا رشدی خانواده های مسلمون آ مذهبی نمیزاشتن. توو دوره ی پادشاهی این حروم زاده دوره دوره ی آدمایی بود که نقابشون نقابی بی حیایی و بی دینی بود آ مذهبشون فراماسونری آ مارکیسم آ ... الگوشون دلقکهای مجالس سکس خارگی بود. افکارشونا از کلامی رادیو اسرائیل آ بی بی سی الگوبرداری میکردن آ رخت آ لباسشونا از کنیزا حرومزاده ی شاهنشاه آریامهر...
خلاصه اینکه حج اسماعیل راهی جز این نداشت. که جلوی مدرسه رفتنی دخترای پای آ معصومشا بیگیره. برای پاک موندنی دختراش مجبور بود دندون روو جیگر بزاره  آ حرفی خیلیا را که به اسمی املی مسخرش میکردندا بشنوه اما برای حفظی عفتی دختراشم که شده به حرفای این آدمای بی خاصیت آ عقب افتاده ای که از هر دری برا آزارش وارد میشدن , اهمیت نده.
خدا بیامرزدد حج اسماعیل .
خدا بیامرزدد.



نویسنده » پاک روان » ساعت 2:17 عصر روز پنج شنبه 89 اسفند 5